سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۷:۵۹
نظرات: ۰
۲
-
اصغر فرهادی و پگاه آهنگرانی در کن، به یاد بچه‌های میناب هستند؟

همزمان با برگزاری جشنواره فیلم کن در فرانسه و حضور اصغر فرهادی و پگاه آهنگرانی، برخی تحلیلگران پیشنهاد می‌کنند این دو هنرمند با نمادی از مدرسه «شجره طیبه» میناب در فرش قرمز، صدای مظلومیت کودکان ایران شوند.

روزنامه فرهیختگان نوشت: فستیوال فیلم کن چند روز دیگر در جنوب فرانسه برگزار می‌شود. فیلمسازان بزرگی از اروپا، آسیا و حتی آمریکا برای شرکت در این رویداد به فرانسه ‌می‌روند. حتی سلبریتی‌ها و دوستداران مد و فشن هم در دوره ده‌روزه برگزاری این جشنواره حسابی کار و بارشان سکه است و مورد توجه رسانه‌های مختلف قرار می‌گیرند.

بلاگرها و واینرهای شبکه‌های اجتماعی هم چندسالی است که فرش قرمز کن را به حضور خویش مزین کرده‌اند و از آب کره می‌گیرند.

بیشتر بخوانید: پشت‌پرده انتخاب رهبر انقلاب از زبان محسن رضایی/ چند نفر نامزد بودند؟

در این شرایط «اصغر فرهادی» و «پگاه آهنگرانی» هم به‌عنوان دو تن از چهره‌های سرشناس سینمای ایران برای پخش آثار خود در بخش‌های رقابتی و غیررقابتی کن در این فستیوال حضور دارند.

به یقین می‌توان گفت که جشنواره‌های هنری و سینمایی در حال حاضر و در جهان اکنون ما دیگر کاری با وجوه مختلف و گوناگون هنر ندارند و این پس‌زمینه‌ها و حواشی‌ است که بر هر چیزی و هرکسی سایه انداخته، پس هر واکنش و کنشی در این فضا و اتمسفر می‌تواند در قاب رسانه‌های جریان اصلی و فرعی دنیا ضریبی صدچندان پیدا کند و به چشم بیاید.

این دونفر، به‌خصوص فرهادی نه مانند امثال «جعفر پناهی»، «محمد رسول‌اُف»، «حمید فرخ‌نژاد» و... پل‌های پشت‌سرشان را خراب کرده‌اند و نه از آن طرف نسبتی با انقلاب و هنرمند انقلابی دارند. آن‌ها بدون آنکه شرف خود را روی سینی قرار دهند و با جایزه از این فستیوال و آن جشن تاخت بزنند در اروپا و آمریکا به کار خود می‌پردازند و نیم‌نگاهی هم به این رویدادها دارند.

ما می‌توانیم نسبتی با سینما و کاراکتر هنری و شخصی این دو نفر برقرار نکنیم و حتی نسبت به آن مانند هر انسان دغدغه‌مندی انتقاد داشته باشیم، اما در مسیر پویایی و عزت‌نفس موجودیتی به اسم ایران با یکدیگر هم‌قسم شویم.

کن معتبرترین و شناخته‌شده‌ترین جشنواره سینمایی سال است و حال که فرهادی و آهنگرانی با آثارشان در آن حضور یافته‌اند می‌توانند به دفاع از ایران بپردازند. کافی است این دو در مراسم فرش قرمز، فوتوکال یا حاشیه جشنواره با نمادی از مدرسه شجره طیبه میناب حاضر شوند تا با یک تیر دو نشان ‌زده و ضمن معطوف کردن نگاه‌ها به خویش، صدای مظلومیت فرزندان معصوم ایران باشند. اهمیت مدرسه «شجره طیبه» به‌گونه‌ای است که سلبریتی و مردم می‌توانند بر سر آن با هم توافق کنند و به مصالحه‌ای کوتاه‌مدت و موقتی دست یابند، زیرا نشان دادن واکنش به واقعه هولناک میناب به‌مثابه یک راه گریز عمل می‌کند و باعث می‌شود تا شخص مشهور هم موضعش را اعلام کند و هم از اتهام هم‌سویی با حکومت خلاصی یابد.

پس فرهادی برخلاف سخنرانی محافظه‌کارانه‌اش که در هنگام دریافت جایزه اسکار برای «جدایی نادر از سیمین» ایراد کرد، می‌تواند صرفاً با در دست داشتن یک کوله‌پشتی نمادین از شهدای خردسال مینابی در فرش قرمز یا فوتوکال فیلمش حضور یابد و توجهات را نسبت به اکت خویش برانگیخته کند. یکی از آثار این اقدام بلاشک کاهش شکاف میان فرهادی و وزارت فرهنگ به نیابت از جریان رسمی سینمای ایران است و حتی می‌تواند کارگردان «رقص در غبار» را برای ساخت اثر به داخل مرزهای کشور سوق دهد. درنتیجه همین اقدام کوچک نه‌تنها به واگرایی میان فرهادی و سازوکار سینمای غرب منتج نمی‌شود، بلکه مقدمات بازگشتش به فضای مین‌استریم سینمای ایران را مهیا می‌کند و قاعده بازی برد-برد را با رسم شکل توضیح می‌دهد و الا فرهادی مانند چهره‌هایی نظیر «مارلون براندو»، «خودوروفسکی» و حتی «کن لوچ» یک سینماگر رادیکال و انقلابی نیست که از موقعیت‌هایی که جشنواره‌ها برایش به‌وجود می‌آورند فراری باشد و آن‌ها را پس بزند. ما نیز به‌عنوان مخاطب تنها از وی در مقام یکی از آیکون‌های سینمای ایران می‌خواهیم که مانند وقایع آبان‌ماه 1398 مسئولیت اجتماعی خودش را در قبال مردم به‌جای آورد. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی